اولین دوره ی آموزش مجازی شرف النور (کلیک کنید)

مقام اقامه نماز (جلسه چهارم درس قرآن)

جلسه ی چهارم استاد سید محمد حسین عظیمی
موضوع: مقام اقامه¬ی نماز
*** ویرایش شده توسط واحد پژوهش مؤسسه شرف النور ***

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ


آرزوی حضرت ابراهیم علیه السلام


جلسه ی چهارمی است که پیرامون نماز صحبت می کنیم؛ بنا را بر این گذاشتیم که قبل از ورود به بحث در حقیقت نماز و بیان اجزا و ارکان نماز، مقدماتی را پیرامون نماز، خدمت دوستان عرض کنیم. چند نکته را گفتیم و رسیدیم به این مطلب که قرآن، زمانی که داستان حضرت ابراهیم علیه السلام را نقل می کند، بعد از اینکه حضرت – به تعبیر قرآن- به مقامات مختلف معنوی می رسد، وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا، ابراهیم، “خلیلُ اللّه” می شود؛ إِنِّي جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً، ابراهیم، امام می شود؛ وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى، ابراهیم صاحب مقام وفا می شود؛ ابراهیم، اسوه برای همه ی عالم می شود، بعد از اینکه حضرت ابراهیم همه ی مقامات را از جمله مقام نبوت، مقام رسالت، مقام عبودیت، و مقام عبادت را کسب می کند، یک آرزو می کند…،آرزوی او در آخرین سال های عمرش آن است که: رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ، یعنی خدایا مرا از “مقیمین الصلاة” قرار بده.


نماز، مقامی سنگین و اصلی


این که حضرت ابراهیم چنین آرزویی می کند، می توان نکات برجسته ای را از آن استفاده کرد:
نکته ی اول اینکه مقام اقامه ی نماز، “مقام بسیار سنگینی” است که یک پیامبر، آن هم حضرت ابراهیم علیه السلام، آرزوی رسیدن به این مقام را می کند، و از خدا می خواهد که نام او را در زمره ی کسانی بنویسد که به مقام اقامه ی نماز رسیده اند.
دیگر این که مقام اقامه ی نماز، “مقامی اصلی” است، و سایر مقامات برای رسیدن به مقام اقامه ی نماز است. اگر مقام نبوت، شیرین است، اگر مقام امامت، شیرین است، اگر مقام رسالت، شیرین است، معلوم می شود که مقام اقامه ی نماز – این که یک انسان به جایی برسد که نام او در زمره ی مقیمین الصلاة نوشته شود- شیرین تر از همه ی مقامات دیگر است. در اصل هدف اصلی از خلقت همین است که انسان به مقام اقامه ی نماز برسد! که فرمود: و ما خَلَقتُ الجِنَّ و اِلانسَ اِلَّا لِیَعبُدون؛


رها کردن در بیابان!


حضرت ابراهیم علاوه بر این که چنین مقامی را داشت، مامور شد که همسرش را و تنها فرزندش را در بیابانی خشک، نزدیک مسجد الحرام رها کند و برود! – همین جایی که امروز شهر مکه است – ؛ اما شاید کمتر توجه داشته باشیم و کمتر خوانده باشیم که چرا حضرت ابراهیم این کار را کرد؟ چرا مامور شد که چنین کار سختی را انجام دهد؟ پاسخ را از زبان قرآن خدمتتان عرض می کنم، در سوره ی ابراهیم آیه ۳۷ می فرماید: رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ، خدایا من از ذریه ی خودم، و از اهل و عیال خودم در وادی ذی زرع، ساکن کردم و رها کردم، در سرزمینی که خشک است، آب و علفی ندارد؛ زن و بچه ی خودم را رها کردم، چرا؟ هدف از چنین کار سختی این بود که: رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ، خدایا این کار انجام شد برای اینکه این ذریه، به مقام اقامه ی نماز برسند! البته باید در یک وقت دیگری و در یک جای دیگری، بیشتر دقت شود در این آیه، که چه ربطی وجود دارد بین اینکه حضرت ابراهیم، زن و بچه ی خود را در یک سرزمین خشک رها کند و اینکه باید این اتفاق بیفتد تا آن ها به مقام اقامه ی نماز برسند؛ پس باید بیشتر در مورد ربط این قضیه تامل کرد.
علاوه بر این، خداوند متعال دستوری به حضرت ابراهیم می دهد که تو باید “خادم نمازگزاران” باشی.
این سه نکته بسیار نکات جالبی است! نکته ی اول اینکه حضرت ابراهیم درخواست می کند که به مقام اقامه ی نماز برسد و جزء مقیمین الصلاة باشد.


هزینه ی آرزو


نکته ی دوم اینکه زن و بچه را در یک بیابان خشک و بی آب و علف، رها کند که بتوانند به مقام اقامه ی نماز برسند، یعنی اگر حضرت ابراهیم گفت که: رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي ، می دانست که باید هزینه ی چنین آرزویی را پرداخت کند! آخر ما بعضی اوقات یک آرزوهایی داریم، و یک درخواست هایی داریم، اما دوست داریم که آن درخواست و آن آرزو، مُفت و مجانی، به دست ما برسد! در مورد حضرت ابراهیم و مقام اقامه ی نماز این چنین نبود…! حضرت می دانست که این درخواستی که می کند دردسر دارد! سختی دارد! با این حال سختی آن کار را به جان خرید و فرمود: رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ؛ این همه برای آن بود که این ها بتوانند اقامه نماز کنند، اگر من گفتم خدایا مرا از مقیمین نماز قرار بده و از ذریه ی من کسانی را قرار بده که به این مقام برسند، می دانم که باید هزینه ی آن را بپردازم و می پردازم، برای اینکه به مقام اقامه ی نماز برسم و برسند، از جان و مال دریغ نمی کنم.


اولین خادم مسجد


علاوه بر این ها نکته ی سوم این است که خدا به ابراهیم دستور می دهد که تو باید مسجد را تطهیر کنی، تو باید مُطَهِّرِ مسجد شوی، تو باید فرّاشِ مسجد باشی، برای اینکه یک عده ای بیایند و نماز بخوانند. این مطلب را خداوند دو بار در قرآن مطرح کرده است، یکی در سوره ی بقره آیه ۱۲۵ می فرماید: وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى، داستان خانه ی کعبه و مسجد الحرام را مطرح می کند که ما این خانه را محل گرد همایی و مقام امنی برای مردم قرار دادیم و دستور دادیم که مردم از مقام ابراهیم مسجد و مُصَلَّی بردارند. وَ عَهِدْنا…! – این جا محل سخن ما و محل شاهد ماست – وَ عَهِدْنا إِلى‌ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ، و پیمان گرفتیم – یا دستور دادیم – به ابراهیم، این پیامبر بزرگ الهی و فرزند او اسماعیل، که تطهیر کنند بیت مرا برای طائفین- طواف کنندگان- و عاکفین – اعتکاف کنندگان- وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ، و آن هایی که اهل رکوع و سجودند، و اهل نمازند؛ یعنی قرآن مطرح می کند که اولین خادم مسجد، و اولین کسی که بنا شد مسجد را از آلودگی ها پاک کند برای اینکه مردم بتوانند نماز بخوانند، حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل بودند، در سوره حج ایه ۲۶ هم همین دستور تکرار شده است در مورد پبامبر خودمان – همه ی پیامبر ها این طور بودند — که یک علاقه ی عجیبی به نماز خواندن داشتند؛ اصلاً به نماز اظهار عشق و علاقه می کردند.


سیر نشدن از نماز


پیامبر اسلام، اولین شخصیت عالم امکان است و کسی از لحاظ مقامات عالیه ی انسانی به گَردِ پای او نمی رسد؛ او بر قله هایی رسیده است که سایر انبیا به دامنه ی آن کوه هایی که آن قله بر آن جا قرار گرفته است نیز نرسیده اند؛ او اولین شخصیت عالم امکان است اما ببینید پیامبر در مورد نماز چه می فرماید: یا اباذر! جَعَلَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ قُرَّةَ عَیْنِی فِی الصَّلَاةِ، وَ حَبَّبَ إِلَیَّ الصَّلَاةَ، کَمَا حَبَّبَ إِلَی الْجَائِعِ الطَّعَامَ وَ إِلَی الظَّمْآنِ الْمَاءَ، وَ إِنَّ الْجَائِعَ إِذَا أَکَلَ شَبِعَ وَ إِنَ الظَّمْآنَ إِذَا شَرِبَ رَوِیَ، وَ أَنَا لَا أَشْبَعُ مِنَ الصَّلَاةِ فرمودند خداوند متعال چنین کرده و این طور قرار داده که نور دیده ی مرا در نماز قرار داده و نماز را محبوب من قرار داده است، همین طور که گرسنه نیاز به طعام دارد، و تشنه نیاز به آب دارد، من هم نیاز به نماز دارم! اما تفاوتی که بین من و گرسنه و تشنه هست آن است که شخصی که گرسنه است با خوردن طعام سیر می شود، و شخصی که تشنه است با خوردن آب سیراب می شود، و انا لا اشبع من الصلاة، اما من هیچ گاه از نماز سیر نمی شوم!
چه حقیقتی در نماز نهفته است که پیامبر اسلام – کسی که همه ی مقامات انسانی را حائز شده است و گرفته است- از نماز سیر نمی شود؟ یعنی هنوز پیغمبر ما از نماز استفاده می کند…! این چیست ؟ نماز باید کامل بررسی شود!


من نماز را دوست می دارم!


آخر بعضی از عرفا – بعضی از کسانی که ادعا دارند به مقاماتی رسیده اند- هستند،که این طور می گویند یا از آن ها نقل می شود که وقتی انسان به یک مقاماتی رسید دیگر نیازی به این عبادت های صوری و این نماز و روزه ی ظاهری ندارد! و او وارد یک عرصه ای می شود، وارد یک مرحله ای می شود که حرکت او، سیر او، و سلوک او به طریق دیگری است!
اما ما زندگی اهل بیت را که نگاه می کنیم ، آن ها هر چه که مقاماتشان عالی تر شد!، بالاتر شد! و بلند مرتبه شدند، نسبت به نماز ارادت بیشتری ورزیدند!. حتما این داستان را مکرر شنیده اید که فرمان جنگ عاشورا روز تاسوعا صادر شد. این ها بنا را بر این گذاشتند که روز تاسوعا – و نه روز عاشورا – کار را بر حسین بن علی سخت بگیرند و بجنگند، که امام این جمله را به برادرشون فرمودند که: “برو و از این ها امشب را مهلت بگیر، اگر بناست جنگی شود، فردای روز تاسوعا یعنی روز عاشورا جنگ شود، فرمودند: إرجِع إلَیهِم ،برگرد، فَإِنِ استَطَعتَ أن تُؤَخِّرَهُم إلی غُدوَةٍ وَ تَدفَعَهُم عِندَ العَشِیةِ ؛ لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنَا اللَّیلَةَ ، وَ نَدعوهُ وَ نَستَغفِرُهُ ، فَهُوَ یعلَمُ أنّی قَد کنتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ ، وَ تِلاوَةَ کتابِهِ ، وَ کثرَةَ الدُّعاءِ وَ الاِستِغفارِ ، اگر می توانی امشب را از این ها مهلت بگیر، من، فهو یعلم ، خدا می داند که، أنّی قَد کنتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ ، من نماز را دوست می دارم!
همه ی این ها نشان دهنده ی آن است که یکی از آرزوهای انسان های بزرگ در عالَم، رسیدن به مقام اقامه ی نماز بوده است. شاید همه ی شما توجه به این نکته کرده باشید – شاید هم خیر! – ، بد نیست من تذکری در این رابطه خدمت شما عرض کنم؛ شما موقعی که زیارت یکی از اهل بیت می روید، مثلاً فرض کنید به زیارت امام رضا علیه السلام و الصلاة می روید، در زیارت نامه ای که می خوانید این جمله است که اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ ،من شهادت می دهم که تو اقامه ی نماز کردی.


اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ


من یادم هست که یک وقتی پای منبر شخصی نشسته بودم و ایشان داشت همین جمله را توضیح می داد که اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ ، من شهادت می دهم که تو نماز به پا کردی؛ بعد این سوال را مطرح کرد که چرا در زیارت نامه ما باید بگوییم که اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ ؟ خوب این که چیز خیلی مهمی نیست …!، مسلم است که حضرات اهل بیت ازجمله امام رضا علیه السلام اقامه ی نماز می کردند!، این چه حرفی است که در زیارت نامه، ما نسبت به امام معصوم عرض می کنیم که اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ ؟!
این آقا که داشت سخنرانی می کرد و این مطلب را توضیح می داد؛ توجیه او این بود که: دلیل آن این است که آن قدر تبلیغات منفی، بر علیه ائمه بوده است، حتی بعضاً می گفتند که امیر المومنین علیه الصلاة و السلام نماز هم نمی خوانده است!! بعد از آنکه حضرت امیر در مسجد، و در محراب به شهادت رسید و ضربه خورد و خبر به شام رسید، گفتند یک شامی گفته بوده است که حضرت علی مگر نماز هم می خوانده ؟! ما برای این که به عالمیان اعلام کنیم که امیر المومنین هم نماز می خوانده، و به عالمیان اعلام کنیم که امام رضا هم نماز می خوانده، ماموریم که در زیارت نامه بگوییم اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ …
بعد من در جلسه ای که با آن آقای سخنران داشتم به او گفتم که ظاهراً شما قرآن نخوانده اید! تفسیر این جمله اصلاً این نیست! ، اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ ،معنایش این است که “من شهادت می دهم، تو به آن مقامی رسیده ای که حضرت ابراهیم آرزوی رسیدن به آن مقام را داشت”، ابراهیم در سنین پیری این آرزو را کرد که ربِّ اجعَلنِی مُقیمَ الصَّلاة، خدایا مرا از مقیمین نماز قرار بده ؛ ما به امام رضا عرض می کنیم که اَشهَدُ اَنَّکَ قد اَقَمتَ الصَّلاةَ، من شهادت می دهم که تو رسیدی به مقام اقامه ی نماز، تو رسیدی به آن جایی که حضرت ابراهیم آرزوی رسیدن به آن جا را داشت!
من به ایشان عرض کردم، ظاهراً شما آیه ۵۵ سوره مائده را نخوانده اید! آیه ی ۵۵ مائده، یک علامت و یک نشانه می دهد برای شناسایی کسانی که به مقام ولایت می رسند: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا، سه کس بر شما ولایت دارند:اول خدا، دوم رسول الله، و سوم الَّذِینَ ءَامَنُوا؛ الَّذِینَ ءَامَنُوا یعنی هرکس ایمان آورد بر ما ولایت دارد؟ خیر! کسی برما ولایت دارد که به این مقام رسیده باشد: الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ، کسانی که به مقام اقامه ی نماز رسیده باشند و به مقام پرداخت زکاة رسیده باشند.
پرداخت زکات کجا ارزش دارد؟ پرداخت زکات، در دل نماز ارزش دارد؛ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ ، یعنی به مقام اقامه نماز رسیده باشند – مقام اقامه ، همان مقامی است که حضرت ابراهیم تقاضا کرد و آرزو کرد – وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ.


کدام زکات؟


نکته ای که شاید بشود از این آیه برداشت کرد این است که مقام پرداخت زکات، اگر در دل نماز نباشد زکات نیست! لذا خداوند هر جا بحث زکات را مطرح می کند در کنارش بحث نماز را مطرح می کند، در همان اول قرآن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، الم، ذلِکَ الْکِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُديً لِلْمُتَّقينَ، الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ، اول باید ارتباط با خدا را درست کرد، بلافاصله بعد از این که ایمان به غیب آمد، ارتباط با با غیب باید برقرار شود،- ارتباط با غیب می شود همان مقام اقامه ی نماز -، بعد از اینکه ارتباط با غیب – ارتباط با خدا – برقرار شد، بلافاصله در دلِ ارتباط با خدا، و همراهِ ارتباط با خدا باید ارتباط با مردم باشد، وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ؛ یعنی اگر وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ باشد و نماز نباشد، نه آن نماز، نمازست و نه آن زکات، زکات است. و این شد نشانه برای کسی که به مقام ولایت رسیده است
الَّذِینَ ءَامَنُوا، هر “الَّذِینَ ءَامَنُوا” یی قبول نیست! بلکه آن “الَّذِینَ ءَامَنُوا”یی که الَّذينَ يُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ الزَّكاةَ وَهُم راكِعونَ؛


زکات، همان اِعمال ولایت!


گر چه ما این داستان را بر آن جریان انگشتر دادن امیر المومنین در حال رکوع تطبیق می کنیم، ولی قضیه از این بالا تر است؛ اصل قضیه این است که حضرت به مقام “اقامه ی نماز” رسیده است و در دلِ مقام اقامه و ملازم و همراه مقام اقامه، به مقام پرداخت زکات رسیده است، پس زکات می شود همان ولایت؛ زکات می شود همان اعمال ولایت، که اگر کسی به مقام اقامه ی نماز نرسیده باشد و به مقام ارتباط با خدا نرسیده باشد نمی تواند آن زکات را که ولایت باشد اعمال کند!
لذا من به آن آقا گفتم که این تفسیر شما، بسیار تفسیر ضعیف و غلطی است که شما گفتید- اینکه با گفتن اشهد انک قد اقمت الصلاة ما می خواهیم دفاع کنیم از چهره ی اهل بیت که اگر کسی پشت سر این ها گفت، این ها نماز نمی خواندند ما شهادت می دهیم که این ها نماز می خواندند — نه! مطلب این گونه نیست، اشهد انک قد اقمت الصلاة، یعنی من شهادت می دهم که تو به مقام ولایت رسیده ای، من شهادت می دهم که تو رسیدی به مقامی که ابراهیم علیه السلام، آرزوی رسیدن به آن جا را داشت…
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

دیدگاه کاربران
  • mzl 12 مرداد 1399 / 6:00 ب.ظ

    خیلی عالی بود

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان