اولین دوره ی آموزش مجازی شرف النور (کلیک کنید)

معنای قیام (جلسه نهم درس نماز با رویکرد معارف قرآنی)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و اله الطاهرین
رب اجعلنی مقیم الصلاة و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء

موضوع: معنای قیام

بحث ما پیرامون نماز به اینجا رسید که اقامه ی نماز کار آسانی نیست؛ لذا فرمود: و إنَّها لَکَبیرةٌ اِلَّا عَلی الخاشعین؛ برای اینکه شخص بتواند به مقام اقامه ی نماز برسد، اول باید خودش را اقامه کند، اول باید خود قیام کند؛ لذا تعبیر قرآن این است که إذا قاموا اِلَی الصَّلاة، زمانی که بر می خیزند که نماز را اقامه کند…؛ تا انسان بر نخیزد، تا انسان خودش قیام نکند و به فعلیت نرسد نمی تواند نماز را اقامه کند.

برای اینکه این بحث فنی تر مطرح شود بر می گردیم به کلمه ی “قیام” در قرآن و آن معانی که کلمه ی قیام دارد؛ کلمه ی قیام به هفت یا هشت معنا در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است


کاربرد های قیام در قرآن

– اولین معنا برخاستن؛ قیام در مقابل قعود؛ همین طور که در آن آیه ی شریفه در مقابل حضرت سلیمان گفته شد: قَبلَ اَن تَقومَ مِن مَقامِک، قبل از اینکه تو از سر جای خودت برخیزی؛ تَقُومَ به معنای برخاستن است، یعنی من تخت بلقیس را برای تو می آورم.
– گاهی اوقات قیام به معنای ایستادن است؛ یعنی توقف کردن؛ قیام در مقابل حرکت، و توقف در مقابل حرکت، و اِذا اَظلَمَ علیهم قَامُوا، کسانی که در حال حرکت بودند، زمانی که تاریک می شود می ایستند؛ این ایستادن، ایستادن در مقابل نشستن نیست، بلکه ایستادن در مقابل حرکت است.
– گاهی اوقات قیام به معنای استمرار، دوام و ثبوت بر کاری است؛ و مِن آیاتِه اَن تَقُومَ السَّماءَ و الاَرضَ بِاَمرِه؛ مفسرین بعضی ها گفته اند که این “ان قوم السماء و الارض بامره” یعنی این آسمان پا بر جاست، و بر سرجای خود مستقر است، از بین نمی رود، استمرار دارد، ماندنی است، و ماندگار است.
– گاهی اوقات قیام به معنای عزم و اراده است؛ مثل همین آیاتی که در بحث نماز تلاوت شد، اذا قمتم الی الصلاة، قاموا الی الصلاة بسیاری از مفسرین این قاموا الی الصلاة یا قمتم الی الصلاة را به معنای عزم و اراده گرفته اند؛ یعنی زمانی که شما خواستید نماز بخوانید… .
– معنای دیگر قیام به معنای وقوع امر و ظهور مطلبی است؛ یومَ تقومُ السَّاعةُ، روزی که قیامت پا برجا می شود؛ قیامت پا برجا می شود یعنی روزی که قیامت ظهور می کند، روزی که واقع می شود.
– معنای دیگر قیام، به معنای مشغول کاری شدن است؛ مثلاً در آیه می فرماید اِنَّ ربَّکَ یَعلمُ انک تقومُ اَدنَی مِن ثُلُثَیِ اللَّیل، خدای متعال می داند که تو تقوم ادنی من ثلثی اللیل تو شبانه بر می خیزی به نماز؛ برمی خیزی به نماز یعنی مشغول به نماز می شوی.
– معنای هفتم این است که گاهی اوقات قیام به معنای “ایستادگی” است، نه ایستادن؛ ایستادن معنای اول و در مقابل قعود بود؛ اما گاهی اوقات قیام به معنای مستقیم بودن است، ایستادگی و عدم اعوجاج و انحراف است، که مثلاً در این آیه شریفه در سوره مائده می فرماید: جَعَلَ اللّهُ الکعبةَ البیتَ الحرامَ قیاماً لِلنَّاس، خداوند کعبه را، بیت الحرام را وسیله ی سامان بخشیدن و استواری مردم قرار داده است. پس ایستادگی در مقابل انحراف و هرگونه اعوجاج است.


معنای حقیقی قیام

بعضی از اهل لغت به کلمه ی قیام که رسیده اند، این طور معنا کردند و گفتند که اصل قیام عبارت است از آن مفهومی که مقابل نشستن است، و در حقیقت قیام به معنای به فعلیت رسیدن است؛ نشستن یعنی به فعلیت نرسیدن؛ قیام یعنی بالفعل شدن، به فعلیت رسیدن؛ و در هر چیزی وهر کاری این معنای قیام، یک معنا و یک تجلی ویژه ای خواهد داشت! مثلاً فرض کنید انسان دارای دو حالت است؛ انسان دارای حالت قعود است، نشستن؛ و دارای حالت قیام است، ایستادن؛ – البته دارای حالت سومی هم به معنای خوابیده است —
انسان موقعی که خوابیده است، قدرت او برای برداشتن جسمی بسیار کم است، یعنی انسانِ خوابیده، نهایتاً زور دارد که ۵ کیلو را بلند کند؛ موقعی که می نشیند قدرتش بیشتر می شود؛ اما موقعی که می ایستد تمام قدرت و استعدادی که در وجود او هست، به فعلیت می رسد. این حالت قیام در انسان، چون حالت به فعلیت رسیدنِ قوای آدمی است، به آن گفته اند “قیام”؛ لذا عرب آمد و این کلمه ی قیام را هرجا که می خواهد بگوید فلان چیز به فعلیت رسیده است استعاره گرفت؛ یعنی بالفعل شده است، و تمام استعدادهای بالقوه ی آن به فعلیت رسیده است؛ و از کلمه ی قیام استفاده می کند، که البته در زبان فارسی هم از همین کلمه و معادل همین کلمه استفاده می شود و به همین معنا است؛ یعنی موقعی که در زبان فارسی گفته می شود فلان چیز پا بر جاست و ایستاده است، خیلی وقت ها منظور این است که این شیء به فعلیت رسیده است؛ مثلاً فرض کنید روز قیامت رو “قامَت” می دانیم.


دلیل نام گذاری قیامت

قرآن می گوید که در روز قیامت چهار چیز می ایستد، و چون چهار چیز می ایستد، لذا به قیامت، قیامت گفته اند. یکی از چیزهایی که روز قیامت می ایستد “انسان” است، يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ، روزی که مردم برای خداوند می ایستند؛ می ایستند یعنی چه؟ یعنی برمی خیزند! آیا منظور ایستادن در مقابل نشستن است؟ خیر! به نظر می رسد مردم تا زمانی که در دنیا هستند، چشم دارند اما کامل نمی بینند؛ گوش دارند اما کامل نمی شنوند؛ قلب دارند اما کامل نمی فهمند؛ روز قیامت که شد، همه ی استعدادها در همه ی انسان ها به فعلیت می رسد، و به تعبیر قرآن فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ؛ روز قیامت که می رسد، دیگر آن کافری که در دنیا تلاش می کرد تا در تمام عمر خود نبیند و نفهمد و نداند و نشنود، آن روز به فعلیت می رسد و نمی تواند که نبیند و نفهمد و نشنود! چه بخواهد و چه نخواهد! يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ؛ به قیام می رسد یعنی تمام استعداد ها – البته نه توسط خود او بلکه توسط خدا – به فعلیت می رسد. آنچه را که سعی می کرد در دنیا نبیند و اعراض می کرد وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ، آیات الهی آسمان و زمین را پر کرده بود و مردم از کنار این آیات می گذشتند و سعی می کردند که آیات الهی را نبینند وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ، آن روز دیگر روز اعراض نیست، ممکن است در دنیا کسی بتواند اعراض کند که وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي، اعراض کند از ذکر پروردگار و از یاد خدا واز توجه به خدا؛ اما روز قیامت يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ است؛ معنای آن این است که همه ی مردم عالم در صحرای محشر با تمام وجودشان “یَقُومُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ” هستند؛ تمام هستی آن ها می شود ذکر! و تمام هستی آن ها می شود توجه به خداوند…؛ لذا روز قیامت روز ذکر است؛ حقیقت ذکر، در روز قیامت محقق می شود، که حقیقت ذکر به معنای حقیقتِ توجه است. ذاکر یعنی کسی که به تمام وجود متوجه آن حقیقت می شود؛ و روز قیامت این اتفاق برای همه ی انسان ها، مومنین و کافرین، چه آن هایی که در صراط مستقیم بوده اند و چه آن هایی که در صراط مستقیم نبوده اند، برای همه این اتفاق می افتد.
اگر گفت قاموا الی الصلاة، اگر فرمود قُمتُم، اگر فرمود اقاموا الصلاة یا یقیموا الصلاة یا اقیموا الصلاة، همه ی این ها به این معناست که انسان باید خود را اقامه کند و بایستد؛ یعنی خود او به فعلیت برسد؛ اینکه خود به فعلیت برسد یعنی آنکه اگر باید بشنود، بشنود! و اگر باید ببیند، ببیند! اگر باید بفهمد، بفهمد! باید این استعداد ها به فعلیت برسد تا بتواند نماز را به فعلیت برساند.


معنای لفظ “قائم” در مورد حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف

من حال بیشتر می خواهم این کلمه را توضیح بدهم چون این کلمه ی اقامه و قیام، در ادامه ی بحث خیلی مورد استفاده ی ما قرار می گیرد. مثلاً یکی از اسم هایی که برای حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به کار می بریم اسم شریف “قائم” است. چرا ما به حضرت، کلمه ی قائم را اطلاق می کنیم؟ چون حضرت آماده و ایستاده است برای آنکه ظهور کند و قیام کند؛ آماده است حضرت…، ایستاده است حضرت…، به فعلیت رسیده است. این دوران و این من و شما هستیم که به فعلیت نرسیده ایم؛ لذا جلوی ظهور حضرت را گرفته ایم؛ اینکه حضرت به ما سفارش می کنند برای ظهور من قیام کنید و برای ظهور من دعا کنید، معنای این در حقیقت آن است که قیام کنید! یعنی برخیزید؛ برخیزید به این معناست که به فعلیت برسید. تا انسان ها به فعلیت نرسند و همان صفتی که حضرت دارند را نداشته باشند، قیام حضرت به تأخیر می افتد؛ حضرت قائم است؛ یعنی قیام کرده است؛ یعنی به فعلیت رسیده است؛ یعنی تمام استعدادها در او آماده ی هزینه کردن است؛ و این ما هستیم که آماده نیستیم؛ و چون آماده نیستیم، اگر آن استعداد ها هزینه شود، باز همان اتفاقی می افتد که در کربلا افتاد، همان اتفاقی می افتد که برای امام حسن مجتبی علیه السلام افتاد؛ یعنی آن انرژیِ هزینه شده هدر می رود.


مقام صبر حضرت

حضرت حق ندارد چنین کاری را کند؛ او باید صبر کند تا این بشر آماده شود…؛ اولین صابر در عالم، یعنی کسی که بیشتر از همه ی مردمِ عالَم در حال صبر کردن است، آن کسی است که قائم است. ما صبر را نمی فهمیم؛ چرا؟ چون قیام نکرده ایم؛ ما آماده نشده ایم؛ آن کسی که آماده است، قائم است، ایستاده است، انرژی متراکم را جمع کرده برای هزینه کردن، و منتظر است که هزینه کند، و می خواهد که هزینه کند؛ ولی این بشر، پذیرای آن انرژی نیست. او بیشتر از همه صبر می کند، بیشتر از همه دارد تحمل می کند؛ ما بعضی اوقات برداشت بدی می کنیم و فکر می کنیم که ما داریم تحمل می کنیم! در حالی که تحمل کردنِ ما در مقابل تحملِ حضرت، اصلاً چیزی نیست!
اصلاً مفهومِ تحمل، و مفهوم صبر در انسانی که به مقام قیام نرسیده است و قائم نشده است، به حقیقت کلمه محقق نمی شود. صابر، همانی است که قائم است و به فعلیت رسیده است؛ لذا او منتظر خود ماست! نه اینکه ما منتظر او باشیم…، ما در حقیقت منتظر او نیستیم، بلکه ما منتظر خود هستیم. ما هنوز خودمان قیام نکرده ایم، خود ما باید آباد شویم، این یک عبارت و یک کلمه بود.


معنای “قیِّم” و “قیُّوم”

کلمه ی بعدی کلمه ی “قیّم” است. مثلا فرض کنید این عبارات را خود ما هم به کار می بریم و می گوییم، فلانی “قیّم” فرزندانش است، یا قیّم نوه های خود است و …؛ حال “قیّم” یعنی چه؟ یا صفت “قیّوم” که برای پروردگار به کار می بریم الله لا اله الا هو الحی القیوم؛ “قیوم” یعنی کسی که خود او قیام کرده است و می خواهد که دیگران را هم قائم کند. گفت نظامی:
زیر نشین علمت کائنات ما به تو قائم چو تو قائم به ذات
یعنی اگر ما هستیم و اگر ایستاده ایم به خاطر این است که تو ایستاده ای و ایستادن ما و برخاستن ما به برخاستن اوست. “ما به تو قائم، چو تو قائم به ذات” چون تو ایستادی ما ایستاده ایم، و اگر تو ایستاده نبودی، ما هم نمی توانستیم بایستیم. قیّم یعنی کسی که خودش ایستاده است و چون ایستاده است و به فعلیت رسیده است، می تواند دیگران را هم پا برجا کند و به مقام فعلیت برساند.


حالات نماز بر اساس معنای قیام

قیام نماز به این معناست که باید نماز به فعلیت برسد؛ یعنی از حظیره ی استعداد خارج شده و این شکوفه و غنچه باز شود و بتواند به بهترین و عالی ترین لحظه ی وجودی خود برسد.
از این تعبیری که در قرآن آمده معلوم می شود که نماز دو حالت دارد؛ یک حالتِ قعود و نشسته دارد و یک حالت ایستاده دارد. نماز نشسته نمازی است که توانایی ندارد و به فعلیت نرسیده است؛ نماز نشسته نمازی است که تنهی عن الفحشا و المنکر نمی کند؛ نمازی است که صفت هلوع و منوع و جزوع را از انسان از بین نمی برد؛ نمازی است که نفرین می کند به جای اینکه برای انسان دعا کند. نماز زمانی می تواند بشود ان الصلاة تنهی عن الفحشا و المنکر…، نماز زمانی می تواند بشود و استعینوا بالصبر و الصلاة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین، که بایستد؛ حالت ایستادگی نماز و حالت قیام نماز، یعنی حالت توانایی، حالت قدرت و اقامه، یعنی ایستادن نماز.


بیان مرحوم ملاصدرا

مرحوم ملاصدرا در تفسیر کلمه ی اقامه ی نماز این عبارت را به کار می برد که من این عبارت را خدمت شما تقدیم می کنم و ادامه ی بحث باشد برای جلسه ی آینده…؛ می فرماید: “من ادام فعلها و رءآ حدودها الظاهرة من فرائض و سنن” ؛ اقامه یعنی که اولاً فعل نماز را ادامه دهد؛ نماز باید یک جریان، در زندگی انسان باشد؛ حدود نماز را رعایت کند، حدود ظاهری از واجبات و مستحبات، “و حقوقه الباطنة من توجه الی الله و العروج بقلبه الی حضرت القدس و الخشوع بین یدیه” . هم حقوق ظاهری نماز را باید رعایت کند و هم حقوق باطنی نماز را. حقوق باطنی نماز عبارت است از توجه به خدا ،عروج به قلب به حضرت قدس، خشوع بین یدی پروردگار؛ نه مثل کسانی که “الذین هم عن صلاتهم ساهون، فهو حری بالمدح و ثناء العظیم و الاجر و لذلک ذکر الله تعالی فی سیاق المدح و المقیمین الصلاه؛ فویل للمصلین . خدا دو نمازگزار را مطرح کرده:یکی از کسانی که آن ها را مدح می کند، این ها مقیمین الصلاة اند و یکی آن کسانی که آن ها را ذم می کند و می فرماید فویل للمصلین؛ آنجایی که می فرماید فویل للمصلین؛ که خود آن مصلی، مصلی نشده است، یعنی خودش قیام نکرده است و علاوه بر اینکه خودش قیام نکرده است، نمازش هم به فعلیت نرسیده است؛ نه خودش شخصیت ارزشمندی است و نه این نمازی که می خواند، توانایی انجام کاری را دارد اما آنجایی که شخص رعایت می کند، و نماز اقامه می شود، و به فعلیت می رسد.
قرآن درمورد این صفت فرمود: مقیمین الصلاة، الذین هم علی صلاتهم یحافظون، یا الذین هم علی صلاتهم دائمون ؛ این جاست که نماز به فعلیت می رسد، نماز اقامه می شود.
اگر بخواهیم بیشتر کلمه ی اقامه را توضیح بدهیم، مخصوصاً اقامه ی نماز را، باید خود نماز را توضیح بدیم تا اقامه‌ی نماز سر جای خودش قرار بگیرد. ان شاءالله در جلسه ی آینده، بیشتر به این قضیه می پردازیم…
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان