اولین دوره ی آموزش مجازی شرف النور (کلیک کنید)

صبر و انواع آن (جلسه دهم درس اخلاق)

صوت جلسه دهم درس اخلاق: صبر و انواع آن

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: صبر و انواع آن
امام باقر علیه السلام فرمود: عاقل کسی است که خوب را از خوب تر، و بد را از بدتر تشخیص دهد.
کمالات اخلاقی متفاوت هستند؛ مثل قله های سلسله جبال هستند، و بعضی بالاتر، مثل صبر که در دل خود بسیاری از خوبی ها را جمع کرده است. خداوند قسمت شما کند و تشریف بیاورید بهشت! بهشت هشت در دارد…، این در ها اسم دارند؛ اسم یکی از آن ها “باب الصبر” است. صبر به معنای شکیبایی، استقامت، خودداری، و محکم بودن است. قرآن می فرماید: “وَ بَشِّرِ الصَّابِرِین، ای پیامبر مژده بده شکیبایان را” . علما، و عرفا، دوازده نوع صبر را تعریف کرده اند، که ما به دو سه نوع آن در این برنامه می خواهیم بپردازیم.
مولای متقیان، امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: صبر سه گونه است: یک صبر در انجام وظیفه، صبر در طاعت خدا؛ دو، صبر بر اجتناب از گناه؛ سه، صبر در حوادث؛ ما برای همه ی این ها در قرآن آیه داریم، بیایید آیه ها را در تار و پود زندگی خود بیاوریم…! اول، صبر در انجام تکالیف است، خوب ما باید نماز بخوانیم، و این صبر لازم دارد، که از خواب خوش صبحگاهی در زمستان، تابستان باید بگذریم؛ و همچنین اگر بخواهیم روزه بگیریم نیز این طور است.

 

صبر در انجام تکالیف

چند حدیث داریم درباره ” استعینوا بالصبر و الصلاة” امام علیه السلام فرمود: “الصبر” یعنی صوم – یعنی تمام فرض را در یک فریضه خلاصه کرده است – روزه صبر می خواهد، باید نخوریم و نیاشامیم، حرف زشت نزنیم، حتی ، آن هایی که همسر دارند نسبت به حلال خود در روز ماه رمضان حق ندارند با هم معاشرت داشته باشند، و این ها صبر لازم دارد. روزه، یک عبادت است، یک تکلیف است، صبر لازم دارد.
خمس، یعنی از پس انداز یک سال خود کسبی داشته ای، کاری داشتی و پس اندازی جمع شده است، اینکه بیست درصد آن را بدهی خیلی قهرمان می خواهد! خمس دادن خیلی کار سختی است، قرآن به رزمندگانی که جان خود را کف دست گذاشتند و آمدند خط اول جبهه می فرماید: “اگر ایمان داری خمس بده”، معلوم است پول دادن کار سختی است. زکات دادن کار سختی است، این هایی که گوسفند دارند، گاو دارند ،شتر دارند، جو، گندم، ذرت، انگور، کشمش، طلا، و نقره، این ها قواعدی دارد که در رساله ها آمده است، و باید که یک دهم یا یک بیستم آن را در راه خدا بدهند، این خیلی سخت است و صبر لازم دارد. حتی حج خانه ی خدا یکی از تکالیفی است که بر بعضی از مسلمان ها در عمرشان یک بار واجب می شود و صبر لازم دارد؛ از همان لحظه ای که باید پول بریزی، تا آن جا که یک ماه نباید در کشور خود باشی، از کسب و کاسبی باید فاصله بگیری، بعد بروی به طواف خانه ی خدا، سعی و صفا و مروه، عرفات و مشعر و منا و شیطان را سنگ بزنی، همه ی این ها صبر لازم دارد!
پس نگاه کنید که “صبر” یک کمال ویژه ای است و خیلی از خوبی ها را در دل خود دارد
اول صبر در انجام تکالیف…
امر به معروف و نهی از منکر، صبر لازم دارد؛ من اگر امر به معروف کنم به بعضی ها بر می خورد، رنجیده خاطر می شوند، و چه بسا رابطه بعضی ها با من قطع شود! چه بسا با من معامله نکنند، و منافع من به خطر بیفتد؛ در این حال باید روی حق بایستم و این صبر لازم دارد. “تولی” و “تبری” یعنی دوست داشتن خوبان و خوبی ها، و نفرت داشتن از بد ها و بدی ها، که این ها همه صبر لازم دارد. حجاب، در مورد دختر دانشجو، دختر دانش آموز، در حالی که جوان غریزه دارد، و خوشش می آید که زیبایی خود را نشان بدهد، اسلام می گوید “خدا بر تو حجاب را واجب کرده است” که این هم صبر لازم دارد؛ می تواند زلف هایش را بیرون بیندازد و کِیف کند، اما به عشق خدا می گوید: “خیر! باید خودم را بپوشانم”، می تواند با ناز و عشوه حرف بزند، اما می گوید “نه! قرآن نهی کرده است، دختر نباید نازک حرف بزند، نباید کسی که مریض است مریضی او را تحریک کند” همه ی این ها صبر لازم دارد؛ صبر در انجام تکالیف… .


صبر بر گناه نکردن

دوم، صبر بر گناه نکردن است؛ می خواهد دروغ بگوید — خوب، دروغ کیف دارد! – می خواهد غیبت کند – خیلی از جلسات، شیرینی آن به غیبت کردن است — اما می گوید “نه! من غیبت نمی کنم”، – باید پا بگذارد روی هوس خود — اگر یک دروغ بگوید ده هزار تومان، صد هزار تومان، یک میلیون، ده میلیون، یا صد میلیون! سود می کند، مثلا می پرسند که این ماشین را چند خریده ای، دو میلیون سود بگیر و برو؛ هم می تواند بگوید شست میلیون خریده ام وهم می تواند بگوید هفتاد میلیون خریده ام – به او اعتماد شده است – نگاه کنید که یک دروغ، ده میلیون سود برای ما می آورد؛ در این صورت این که بخواهد دروغ نگوید صبر لازم دارد. یک نگاه…، این که فیلم را نگاه کند و کیف کند، در حالی که هیچ کس هم در اتاق نیست و فیلتر هم ندارد، یا اگر هم فیلتر است، بلد است که از چه وسیله ای استفاده کند تا وارد فلان شبکه های ماهواره بشود، یا وارد سایت های آن چنانی شود و بشکن بزند و پرتغال بخورد و تخمه بخورد…! اما می گوید “نه! خدا دوست ندارد!” و صبر می کند…؛ گناه نکردن صبر لازم دارد، ظلم نکردن، صبر لازم دارد…؛ یک مسئولی است که می تواند به مردم ظلم کند، می تواند مردم را از خدا براند، تحقیر کند، تبعیض قائل شود، می تواند دارایی بیت المال را اختلاس کند…؛ این شخص اگر بخواهد سالم بماند صبر لازم دارد.
آدم که این چیز ها را کنار هم می گذارد، می فهمد که صبر عجب قله ای است! و واقعا جا داشته که خداوند یکی از درهای بهشت را با “صبر” نام گذاری کند. ما از خودمان بپرسیم که آیا صبور هستیم؟ بچه ها معمولا از انجام دادن تکلیف بیزارند، معلمانی را دوست دارند که کمتر تکلیف بدهد، دوست دارند به خوش گذرانی و خوابیدن و بازی بگذرانند.
بچه های ما جشن تکلیف دارند، خیلی ها اصرار دارند که این کلمه را به کار نبریم – یعنی یک مقداری زمخت است – اتفاقا خداوند انسان را برای انجام مسئولیت آفریده است، نه برای خوش گذرانی؛ چرا طبع ما می پسندد که لَم بدهیم و تخمه بشکنیم و والیبال بازی کنیم و پیتزا بخوریم و یک خواب دبش و هشت ساعت بخوابیم و بیدار شیم و بعد دوباره بخوابیم؟ چون این طبع ماست…؛ ولی خداوند ما را برای خوابیدن و خوردن نیافریده است! تکالیفی سنگین برای رشد ما و برای سعادت ما قرار داده است، و این موضوع جشن دارد؛ خدا رحمت کند سید ابن طاووس را، آن عالم شیعی را، سالروز به تکلیف رسیدن خود را جشن می گرفت، غذا می داد و اطعام می کرد،او می گوید من افتخار می کنم که از این روز به بعد مورد خطاب خدا قرار گرفته ام که “ای بنده من نماز بخوان، روزه بگیر، حج بجا آور، امر به معروف کن، نهی از منکر کن!”


صبر در مصیبت

اول، صبر در تکالیف؛ دوم، صبر در اجتناب از گناهان، خودداری کردن از ظلم، از نگاه خیانت آمیز، از افشا کردن اسرار مؤمنین، و هر گناهی…؛ اگر بخواهیم گناه نکنیم، صبر لازم داریم…! و سوم، صبر در مصیبت است؛ صبر در حوادث، مثل فقر، مثل مرض، و مثل جنگ که این سه مورد در سوره مبارکه ی بقره آمده است: وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ؛ مفسران این گونه معنی کرده اند: یعنی کسانی که صبر می کنند بر مریضی، صبر می کنند در نداری، و صبر می کنند در مواجه با دشمن. این قصه را فکر می کنم خیلی ها شنیده اند که یک روزی شیطان به درگاه خداوند عرض کرد “این ایوب که این قدر تعریف او را می کنی، خب زندگی راحتی دارد، باغ بزرگی دارد، خانه ی قشنگی دارد، فرزندان زیادی دارد،و منافع خوبی دارد، با این همه نماز هم می خواند!”، خداوند خطاب کرد به شیطان که “ایوب به خاطر این زندگی راحت نیست که بندگی من را می کند”، شیطان گفت “خب این ها را از او بگیر، ببینیم چه می کند؟”، مدتی شد که خداوند دارایی ایوب را از او گرفت، دام های او را، کشاورزی او را؛ ولی شیطان دید هم چنان او به عبادت پروردگار عاشق است؛ در گام بعدی، شیطان از خدا خواست که داغ فرزندان را بر دل او بگذارد؛ آنگاه بچه های او یکی پس از دیگری از دنیا رفتند – داغ فرزند خیلی سخت است! خیلی سخت است! – ولی ایوب صبر کرد؛ مدتی گذشت و خدا او را به بیماری مبتلا کرد، یک بیماری مزمن و طولانی، حتی همسر او هم، از او خسته شد و رها کرد و رفت؛ حتی کسی نبود که به دیدن او بیاید، کسی نبود که به او کمک کند، و آنگاه رسید به آن گام آخر…، علما هم می آمدند به دیدن ایوب و می گفتند که “تو چه گناهی کرده ای که خدا این گونه تو را تنبیه کرده است؟!” ولی حضرت ایوب همه را تحمل کرد، و همچنان مثل روز اول، بندگی خدا را به جا می آورد؛
قرآن می فرماید: وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ، می آزماییم شما را به ترس از دشمن، و گرسنگی، و به کمبود از دارایی، و به حادثه ی جانی، و به فرزند، و به کسب و کار؛ می آزماییم شما را اما از بین شما بشارت مخصوص کسی است که صبر می کند! این صبر چه طور پیدا می شود؟ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ، صابران آنان هستند که برای خودشان هویتی قائل نیستند، و می گویند “ما از سوی خدا آمده ایم و به سوی خدا پر می کشیم”؛ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ به جز پیامبر اسلام، خداوند در قرآن به چه کسی سلام فرستاده؟ به صابرین؛ پس معلوم می شود که صفت صبر خیلی قیمت دارد؛ خداوند صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ، هدایت، رحمت، و صلوات، برای کسی است که صبر می کند در انجام تکالیف، صبر می کند در اجتناب از گناهان، و صبر می کند در برابر حوادث.
حوادث یعنی بیماری ها…، الان در روزگار ما چند ماه، پنج ماه یا بیشتر است که یک ویروسی جامعه ی بشری را در کل کره ی خاکی مبتلا کرده است، و مردم کشور های مختلف واکنش های متفاوتی نشان می دهند؛ مسلمان ها باید بدرخشند! هم از نظر این که صبوری کنند، و هم از نظر این که کمک کنند به بیماران، به پزشکان، و به پرستاران؛ کمک هم باید به صورت کمک های جانانه باشد؛ صد ها هزار نفر در طی این پنج ماه، از مساجد، از هیئات، و از موسسات خیریه، بی وقفه شتافتند برای کمک؛ ما به این می گوییم “صبر”.
صبر خصلت فوق العاده مهمی است، سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در آن روز دشوار، چندین بار این را فرموده است که “صبراً یا بنی الکرام”، ای بزرگ زادگان، ای اصحاب من، مقاومت کنید، صبر کنید.

 

زنان صابر و مردان صابر

قرآن کریم از یک بانویی گزارش کرده است که همسر فرعون است…؛ وقتی فرعون شنید او ایمان آورده است، او را به قتل تهدید کرد؛ بانویی کاخ نشین، در رفاه، سر سفره ی فرعون، با چه لباس هایی و با چه امکانتی! اما ایمان آورد و روی ایمان خود صبر کرد؛ فرعون دستور داد که دست ها و پا های او را بر صخره ها بکوبند و با تازیانه بر او بزنند، زیر آفتاب سوزان، او مقاومت کرد تا جان سپرد!. اولین شهید اسلام هم یک زن است، سمیه؛ بعد از او همسرش یاسر؛ با طرز فجیعی این زن و شوهر را به جرم ایمان، و به جرم اسلام کشتند!. بلال حبشی را می آوردند وسط میدان شهر، لخت می کردند، از فرق سر تا کف پا شیره ی خرما به تنش می مالیدند، پارچه ی توری روی او می کشیدند، کندو های زنبور را زیر آن پارچه رها می کردند، در حالی که تمام بدن او تاول زده بود، بدن تاول زده را روی ریگ های داغ بیابان می کشاندند، اما او از اعتقاد خود دست بر نمی داشت، این صبر است…؛ باید بایستیم؛ ابراهیمِ خلیل قهرمان توحید این را فرموده است وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَيْتُمُونَا ،” لَـ ” یعنی حتماً، نون تشدید دار نیز یعنی صد در صد، پس معنی می شود “حتماً صد در صد! مقاوت خواهیم کرد در برابر اذیت شما”.
الان خود آمریکایی ها اعلام می کنند،که تحریم هایی را که در تاریخ سابقه نداشته است، ما درمورد ملت ایران اجرا کرده ایم!؛ ملت ایران حرفی که می زند، حرف “صبر” است. خداوند سلامتی بدهد به رهبر حزب الله، سید حسن نصر الله؛ در فضای مجازی می توانید پیدا کنید، این جمله را بزنید “سخنرانی سید حسن نصر الله در دانشگاه تهران”، ایشان می گوید “اولین بار بود که جماران به دیدن امام خمینی رفتم، وضع اسف بار مسلمانان لبنان را و شیعیان لبنان را برای امام تعریف کردم، و از امام کسب تکلیف کردم، که ما چه کنیم در لبنان؟ امام یک کلمه به ما یاد داد، “مقاومت”، “مقاومت…”؛ بعد از آن ما آمدیم در لبنان یک حزبی تشکیل دادیم؛ تا دو سال به ما می گفتند “حزب المجانین”، یعنی این ها دیوانه هستند، مگر می شود با اسرائیل طرف شد…؟!؛ اما بعد از دوسال باور کردند که می شود، و الان پرچم حزب الله یک برند است برای مقاومت، در هر کجای دنیا این پرچم زرد رنگ به اهتزاز درآید، همه معنای مقاومت را از آن می فهمند”.


پیروزی بیست بر دویست

بایستید پای اعتقادات خود، بایستیم پای انجام تکالیف، بایستیم آن جایی که نباید گناه کنیم، بایستیم پای حوادث مثل مرض، مثل فقر و نداری، و مثل جنگ با دشمن. قرآن کریم یک شعاری دارد که این شعار این است که: “بیست بر دویست پیروز است” ؛بروید آیه ی آن را پیدا کنید، یک بار دیگر می گویم: “بیست بر دویست پیروز است”، آیه ی آن این است، إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ، از شما مسلمان ها اگر بیست نفر صابر پیدا شود، این ها غلبه پیدا می کند بر دویست نفر؛ این هنر صبر است؛
حدیث داریم که اگر مریض شدید شِکوِه نکنید، خود داری کنید، و ناله نکنید، – رفتیم عیادت مریض چه قدر ناله می کند – با خدای خود، حرف بزنید، عیادت کنندگان را آزار ندهید. صبر در بیماری، صبر در فراق فرزند، صبر در مصیبت، صبر در میدان جنگ، و صبر در انجام تکالیف.
سیزده سال مسلمان ها در مکه بودند، زیر فشار، زیر شکنجه؛ آن ها را می کشتند، می زدند، تبعید می کردند؛ ولی ایستادند، حدیث این را به ما می گوید: المومن الذی یُخالِطُ النَّاسَ و یَصبِرُ علی عذابِهم، مومن با مردم معاشرت دارد و بر اذیت ها صبر می کند؛


صبر امیر المؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام

امیر المومنین علیه السلام – این سخن را عرض کنم و با شما خدا حافظی کنم — فرمود: بیست و پنج سال، بیست و پنج سال! صبر کردم، فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَدْیً، در حالی که در چشم هایم خاشاک بود، وَ فِی الْحَلْقِ شَجیً ، و در گلویم استخوان!؛ گاهی وقت ها ما غذا می خوریم لابه لای غذا یک استخوان ریزی هست، که گیر کرده است، نه بیرون می آید و نه پایین می رود؛ بیست و پنج سال امیر المومنین، به خاطر مصلحت اسلام، و به خاطر ماندن اسلام، این طوری صبر می کند!؛ گاهی وقت ها یک خاری می رود در چشم ما، نمی توانیم بخوابیم، نمی توانیم آرام بگیریم، ام می فرماید بیست و پنج سال این طور صبر کردم فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَدْیً وَ فِی الْحَلْقِ شَجیً؛
همسرش صدیقه ی طاهره، فاطمه ی زهرا سلام الله علیها، زیارت نامه ای دارد؛ من در ایام فاطمیه این را می گویم که کلید شخصیت حضرت فاطمه ی زهرا “صبر” است، چرا؟ چون آن زیارت نامه این طور شروع می شود: السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ وَ كُنْتِ لِمَا امْتَحَنَكِ بِهِ صَابِرَةً، ای بانوی امتحان داده که خدا تو را امتحان کرد و تو را صابر یافت؛ بعد ما این را به حضرت زهرا این گونه عرض می کنیم که یا فاطمه ی زهرا ما هم خیال می کنیم از طرفداران شما، از هواداران شما و دوستان شما هستیم، حرف ما این است، صابرون و مصدقون، ما هم می خواهیم پای این مکتب بایستیم و قبول کنیم…
صبر یک کمال درجه یک است…
خدا نگه دار….

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان