اولین دوره ی آموزش مجازی شرف النور (کلیک کنید)

آینده روشن (جلسه اول درس مهدویت)

جلسه اول استاد سید جواد بهشتی
موضوع: آینده روشن
*** ویرایش شده توسط واحد پژوهش مؤسسه شرف النور ***
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏
السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِیِّ الَّذِی وَعَدَ اللَّهُ بِهِ الْأُمَمَ…

به سخن آوردن قرآن!

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:ذَلِكَ اَلْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ؛ همه بدانند که قرآن را باید به حرف در بیاورید. یک ذخیره ی الهی است، و ما باید با کوشش خودمان مفاهیم و معانی را از آن استخراج کنیم؛ ولی خود مولا امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود که “من برای شما می گویم که تمام آیات قرآن، زیر مجموعه ی چهار سر فصل است:
اول أَلاَ إِنَّ فِيهِ عِلْمَ مَا يَأْتِي، علم آینده در قرآن است؛ علم آینده خیلی مهم است. همیشه بشر درگیر این موضوع بوده است، که آینده چه خواهد شد؟ در مورد آینده ی جهان، آینده ی جامعه، و آینده ی تاریخ؛ فِيهِ عِلْمَ مَا يَأْتِي، یعنی علم آینده در قرآن است؛ وَ اَلْحَدِيثَ عَنِ اَلْمَاضِي، گزارشی از گذشته…؛ چون ما برای ساختن آینده نیازمند گذشته هستیم؛ یعنی تجربیات، شیرینی ها، تلخی ها، شکست ها، و پیروزی ها. این دو سرفصل بود؛ و سوم، وَ دَوَاءَ دَائِكُمْ؛ مشکل کار ما کجاست؟ امروزی ها می گویند “آسیب شناسی”؛ الان چهل سال از انقلاب گذشته است، ببینیم که کجا اشکال داریم؟ و کجا اشتباه رفتیم…؟ اگر بتوانیم کشف کنیم، و جبران کنیم، خیلی به صلاح ماست! وَ دَوَاءَ دَائِكُمْ، یعنی داروی دردهای شما، مادی، معنوی، فردی، و اجتماعی، همه در قرآن است. وَ نَظْمَ مَا بَيْنَكُمْ؛ مناسبات شما چگونه باید شکل بگیرد؟ این را قرآن به شما یاد می دهد.

منابع پیشگویی درباره آینده بشر

در این برنامه ما راجع به همان سرفصل اول صحبت خواهیم کرد، که آینده چه خواهد شد؟ آینده ی بشر امید بخش است؟ ترسناک است؟ شطرنجی است؟ و یا مبهم است…؟
درباره ی گذشته ما کتاب داریم؛ الان تاریخ “ویل دورانت” از سه هزار سال به این طرف را در خود دارد؛ کشورهای مختلف نیز برای خودشان تاریخ نوشته اند، آن هم تاریخ چند هزار ساله! در همین کشور ما ایران – حال باید دقت کنیم که تاریخ درست و نویسنده ی مطمئن را پیدا کنیم، ولی — نسبت به گذشته ما کتاب داریم. اما آینده هنوز رخ نداده است، راجع به آینده چه کنیم!؟
ما برای آینده دو منبع داریم؛ منبع اول پیشگویی های بشری است، و منبع دوم پیشگویی های آسمانی. همیشه در کشورهای مختلف، در سرزمین های دور و نزدیک، نخبگانی بوده اند که آینده را پیشگویی می کردند، و الان هم وجود دارند. آمریکایی ها کمر بستند که از محتوای پیشگوها فیلم بسازند،و این خیلی جذاب است که آینده چه خواهد شد؟

معیار پیشگویی های قابل اعتماد

پیشگویی های بشری چند عیب دارد؛ عیب اول این است که ضریب خطا دارد؛ مثلا یک پیشگو، ده تا پیشگویی می کند، اما هفت تای آن غلط از آب در می آید، و خطا دارد، و تنها سه تا درست است! ولی آن سه تای درست، آن قدر جذاب است که همه را به دنبال خود  می کشاند. آیا می توانیم آینده ی خود را به دست چنین کسی بدهیم که پر اشتباه است!؟ مشکل دومِ پیشگویی های بشری این است که دوردست ها را نمی تواند ببیند؛ یک پیشگو می گوید من ده سال آینده را، سی سال آینده را، و یا پنجاه سال آینده را، تا حدودی می بینم؛ اما پنج هزار سال بعد، یا پنجاه هزار را، می گوید که خیر! چشم های من تا آن دوردست ها را نمی بیند.
ما نیاز داریم که آن دوردست ها را ببینم تا امروز تصمیم بگیریم، پس نمی توانیم به پیشگویی های بشری اعتماد کنیم. یک راه پیش روی ما وجود دارد و آن پیشگویی های آسمانی است. همه ی ادیان آسمانی، بخشی از حرف آن ها راجع به آینده بوده است؛ پیامبران، پیامبر قبلی را تصدیق می کردند، و پیامبر بعدی را بشارت می دادند. آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام در مناظره ای که با بزرگ مسیحی ها داشتند، آن کشیش مسیحی به امام رضا علیه السلام گفت: شما با چه می خواهید با من مناظره کنید؟ با قرآن؟ با اسلام؟ ما که آن ها را قبول نداریم! اما امام رضا فرمود: خیر…، ما با کتاب خود شما، با شما مناظره می کنیم؛ آیا کسی را دارید که انجیل را حفظ باشد؟ گفت: بله، همراه ما هست؛ حافظ انجیل آمد و امام رضا علیه السلام فرمود مثلاً سوره ی فلان، آیه ی چند…؛ که آنجا راجع به بشارتی بود که در انجیل برای آمدن پیامبر اسلام ثبت شده است، و آنگاه او قبول کرد.
اصلاً یهودیان چرا آمده بودند به مدینه؟ -یهودیان اهل فلسطین بودند، اهل شامات بودند، و در خوش آب و هوا ترین جای کره ی خاک زندگی می کردند — چون در کتاب های آن ها بشارت آمدن پیامبر خاتم آمده بود، پس آن ها مهاجرت کردند، و سختی این سرزمین داغ و سوزان را تحمل کردند؛ از چه زمانی؟ از صد سال قبل از آمدن پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به مدینه آمدند؛ آمدند به مدینه و زمین و باغ خریدند، شغل در آن جا ایجاد شد، و تحصیل می کردند! اما متأسفانه وقتی پیامبر عزیز ما تشریف آوردند و ظهور کردند، بسیاری از آن ها علی رغم اینکه  که یقین داشتند قرآن کتاب خداست، و یقین داشتند که پیامبر از جانب خداست، اما ایمان نیاوردند؛آن هم بَغْيًا، و از روی حسد!
حدیث داریم آخرالزّمان هم یک چنین وضعی خواهد بود؛ آن هایی که چقدر چشم انتظار امام زمان بودند، هنگامی که امام زمان تشریف می آورند، رو برمی گردانند، پشت می کنند، و بی احترامی می کنند! این تجربه ای است که در آغاز اسلام رخ داده! حتی اروپایی ها زودتر از عرب ها ایمان می آورند. این ها اخباری ست که به ما رسیده. ما چه کنیم؟ آیا به کتاب های آسمانی اعتماد کنیم؟ چطور یهودی ها اعتماد کردند!؟ عیسی بن مریم، ششصد سال قبل از پیامبر ما بوده است، موسی بن عمران بیش از دو هزار سال، ولی پیشگویی کرده، آن هم یک پیشگویی دقیق، صادق، و درست که از آسمان به او الهام شده است!

پیشگویی در مورد گسترش اسلام و جنگ دو امپراطوری 

خدا رحمت کند علامه طباطبایی را، می فرماید قرآن از چند جهت معجزه است، یکی از جهت پیشگویی ها؛ قرآن کریم می فرماید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ، الم، غُلِبَتِ الرُّومُ؛ در زمان ظهور اسلام دو اَبر قدرت وجود داشتند،”رومیان و ایرانیان”؛ هنوز جنگی نبود، اما از آسمان آیه نازل شد که جنگی رخ می دهد و در فاز اولِ جنگ، رومیان شکست می خورند، آنگاه به دنبال آن جنگ، فاز دومی دارد که ایرانیان شکست می خورند! در چه فاصله ی زمانی!؟ در فاصله ی کمتر از ده سال…؛ این یعنی یک پیشگویی دقیقِ پیامبر عزیز ما صل الله علیه و آله و سلم اطلاع پیدا کرد که ده هزار نفر از مکه راهی مدینه هستند، مشورت کرد، و با پیشنهاد سلمان فارسی خندق کندند؛ داشتند خندق می کندند، به یک صخره ای رسیدند که کنده نمی شد، از پیغمبر کمک خواستند و حضرت تشریف آوردند، کلنگی را به دست گرفتند، چند ضربه ی محکم به آن صخره زدند، و از جا کنده شد! در هر ضربه ای که می زدند صدای “اللّهُ اَکبَر” پیغمبر بلند می شد، پس رزمندگان دست از کار کشیدند و جمع شدند و گفتند: یا رسول الله، آیا خبری است؟ فرمود: بله، همین الان جبرئیل نازل شد، آن جرقه ی اولی که دیدید از زدن کلنگ به آن سنگ جهید، جبرئیل کاخ های قیصر روم را به من نشان داد، یعنی اسلام به روم هم وارد خواهد شد! در پرتوی جرقه ی دوم کاخ های پادشاه ایران را به من نشان داد؛ و در پرتوی جرقه های بعد، کاخ های کشورهای یمن، حیره، و مصر… . منافقین مسخره کردند و گفتند: همین مدینه را شما – قربان دستت! – محکم نگه دار، فرانسه و آلمان و آمریکا و کانادا پیشکش! اما چه آن کسانی که مسخره کردند و طعنه زدند و کنایه زدند، و چه آن ها که باور داشتند، دیدند که اسلام خیلی زود به دوردست ها رسید، آن هم بدون اتکا به قدرت های عالمی. نگاه کنید ورود اسلام به اروپا را…؛ خود اروپایی ها، قایق های اسپانیایی به استقبال فرماندهان مسلمان آمدند. ایرانی ها، نه  اینکه مقاومت کنند، بلکه انعطاف نشان دادند و لشکر اسلام وارد ایران شد. و این درستی پیش گویی ها را نشان می داد… .

پیشبینی قرآن، راجع به آینده بشریت

حال می رویم سراغ قرآن، ببینیم قرآن راجع به آینده چه می فرماید؛ خیلی روشن، قرآن می فرماید: وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ، یعنی پایان کار، و زمام امور عالم به دست پاکدلان، و با تقوایان خواهد افتاد. در یک جا می فرماید: “آینده به دست مؤمنان خواهد افتاد”. یک جا می فرماید – در کتاب های قبل از قرآن هم گفته ایم: وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ — آینده به دست صالحان خواهد افتاد. یک جا می فرماید: “آینده به دست مستضعفان خواهد افتاد”.
شیرینی قرآن در این است که آیات امام زمان علیه السلام در دل قصه های انبیاء پیشین جاسازی شده است؛ قصه ی موسی بن عمران را می خوانیم می فرماید: وَنُريدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ، در دل قصه ی موسی و فرعون نوید آمدن امام زمان علیه السلام را و اینکه مستضعفان – یعنی بیچاره هایی که در ضعف نگه داشته شده بودند — این ها سرکار خواهند آمد.
جهان پر آشوبی که الان ما شاهد آن هستیم، چه کسی باور می کند که یک زمانی حزب اللهی ها سرکار بیایند!؟ مؤمنان، متقین و مستضعفین سرکار بیایند…؛ انقلاب اسلامی ایران یک نمونه است…؛ چه کسی باور می کرد که مردم ایران بدون سلاح، در مقابل شاه ایران که شوروی و آمریکا را داشت، آلمان ، فرانسه، انگلیس؛ با این همه پشتیبان، یک کسی بشود رئیس جمهور که دست فروش بوده است!؟ “رجایی” این شخص مستضعف است دیگر. یک نمونه ی کوچک از حکومت امام زمان علیه السلام، که یک دست فروش می شود رئیس جمهور… .
این باوری ست که آسمان به ما می دهد “به آینده امیدوار باشید، آینده خوش است، و آینده ی خوش در دوره ی طولانی شکل خواهد گرفت”. در این دعایی که بزرگ و کوچک ایرانی ها حفظ هستند، یعنی متن “دعای فرج”، منظورم این قسمت آن است وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلا، یعنی حکومت امام زمان علیه السلام، یک سال و ده سال و پنجاه سال،خیر! در یک دوره ی طولانی آن حکومت عادلانه ی الهی استمرار پیدا خواهد کرد.

وظیفه امروز ما نسبت به آینده ی جهان

در این برنامه چه گفتیم…؟ در این برنامه گفتیم که برای انسان همیشه دغدغه ای بوده، و الان هم وجود دارد و آن این است که آینده چه می شود؟ آینده را از کجا پیدا کنیم؟ از پیشگویی ها…؛ از پیشگویی های بشری، یا پیشگویی های آسمانی؟ پیشگویی های بشری قابل اعتماد نیستند، چون ضریب خطای بالا دارند و دوردست ها را نمی بینند! اما پیشگویی های آسمانی این قدر قابل اعتمادند که دو هزار سال قبل موسی بن عمران پیشگویی کرده اما یهودی ها بعد از دو هزار سال اطمینان دارند؛ حتی قیافه ی شخص پیامبر اسلام و اینکه چه قد و قواره ای، و چه شکل و شمایلی، چه ابرو و چشمانی – یعنی شبیه نشانه هایی که از چهره ی امام زمان علیه السلام برای ما توصیف شده – برای یهودی ها، و برای مسیحی ها، از ششصد سال قبل و از دو هزار سال قبل پیشگویی شده بود، و رخ داد!
تاریخ بشر دیده است که پیشگویی های آسمانی درست از آب در آمده است. پیشگویی آمدن امام زمان علیه السلام از دو لب مبارک پیامبر اسلام  را، سنّی و شیعه نقل کرده است، آن هم به طور متواتر – یعنی پر تعداد –  پیامبر عزیز اسلام با افراد مختلف و با جمعیت های مختلف، با تکرار با تاکید این را فرمودند که “کسی خواهد آمد از فرزندان من، از فرزندان علی، از فرزندان حسین، که نام او نام من است، کنیه او کنیه ی من است، خلق او خلق من است، و برنامه او برنامه ی من است؛ او جهان را از عدل و داد پر خواهد کرد، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است”.
امروز وظیفه ی ما امید است. علی رغم اینکه هر چه به سمت آخر الزمان نزدیک می شویم– حدیث این را به ما می فرماید — امید ها کم می شود، و مردم تردید پیدا می کنند. مأموریت ما الان این است که امید را به یکدیگر، بر اساس این رهنمودهایی که از آسمان آمده یا در قرآن آمده و یا از دو لب مبارک پیامبر اسلام و معصومان علیهم السلام، بدهیم. مجموعه ی دایرة المعارف احادیث امام مهدی علیه السلام بیش از سه هزار حدیث دارد! ده حدیث خیر! هفتاد حدیث خیر! بلکه بیش از سه هزار حدیث، حتی درباره ی جزئیات حرکت امام زمان علیه السلام. اگر این را باور داریم، پس کار مهم این است، که خود را برای آن دوره بسازیم.

تربیت شدن برای جامعه مهدویت

در منزل امام صادق علیه السلام مجلسی بود، و حضرت صادق علیه السلام راجع به امام مهدی علیه السلام سخن می گفتد، حضرت نگاه کرد و دید یکی از افرادی که در جلسه هستند احساس ندارد – گوینده وقتی حرف می زند، مردم را نگاه می کند، و می داند که بعضی مشتاق شنیدن هستند، و بعضی بی تفاوتند، و بعضی چرت می زنند – امام صادق علیه السلام چشمش افتاد به یک کسی که بی تفاوت است، از او پرسید چرا تو احساس نداری؟ او این جواب رو داد: ای پسر رسول خدا، کسی را که شما می فرمایید که هنوز نیامده است و هنوز به دنیا نیامده است! نمی دانیم این جمعه یا هزار جمعه ی دیگر! پاسخ تعیین کننده ای امام صادق علیه السلام به او داده است که امروز به درد ما می خورد؛ امام فرمود “دیر آمدن یا زود آمدن او نباید در کار شما اختلال ایجاد کند، کار شما این است که خودتان را برای آن جامعه تربیت کنید.”
ما در این سلسله برنامه ها دنبال چنین چیزی هستیم ، که خود، دوستان، بچه ها، و خانواده های خودمان را، برای “جامعه مهدوی” تربیت کنیم.
اگر به خود امام زمان توسل پیدا کنید و از خود خدا مدد بخواهید، در این کار حتما کمک می شوید..
خدا نگهدار شما…
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان