اولین دوره ی آموزش مجازی شرف النور (کلیک کنید)

آداب بندگی

 

آداب بندگی

برگرفته از مقدمه کتاب «آداب المریدین»

بندگی حق، هدف از آفرینش و جوهرۀهستی انسان و معنا دهندۀانسانیت او است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ» [۱] و جنّ و انس را نیافریدم جز برای آن که مرا بپرستند. و مفهوم «عبودیت» یعنی آراسته شدن به کمالات، اسما و صفات الهی و در یک کلمه تولّی به ولایت کلّی الهی؛ که توحید و ولایت دو روی یک سکّه اند و بنده ای که با تمام وجود به کمالات توحیدی آراسته گردد و هیچ فعل، صفت، اسم و ذاتی جز برای حق نبیند، تحت ولایت الهی وارد شده و خداوند سرپرستی او را در تمامی زمینه ها عهده دار خواهد شد و خداوند «ولیّ» او، و او «ولیّ الله» خواهد گردید.

امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال عنوان بصری پیرامون این معنا چنین فرمود: «قُلتُ: یا أَبا عَبْدِاللهِ؛ ما حَقِیقَةُ الْعُبُودِیَّةِ؟ قالَ: ثَلاَثَةُ أَشْیاءٍ: أَنْ لا یَرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیما خَوَّلَهُ اللهُ مِلْکاً، لأنَّ الْعَبِیدَ لا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ، یَرَوْنَ الْمالَ مالَ اللهِ، یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللهُ بِهِ؛ وَ لاَ یُدَبِّرُ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِیراً؛ وَ جُمْلَةُ اشْتِغالِهِ فِیما أَمَرَهُ تَعالی بِهِ وَ نَهاهُ عَنْهُ. . . » [۲] گفتم: ای اباعبدالله، حقیقت عبودیت و بندگی چیست؟ فرمود: سه چیز است: اوّل آن که بنده خویش را مالک آن چه خدا به وی عطا کرده نداند؛ زیرا بندگان مال و مِلکی برای خود قائل نیستند و همه را از آنِ حق می دانند و در راهی که دستورشان داده مصرف می کنند. دوم: آن که بنده برای خود تدبیر نکند. و سوم آن که تمام اشتغالش به کاری باشد که خداوند او را به آن امر و یا از آن نهی نموده است. . .

 

ذکر و یاد خدا در تمام لحظات

در روزگار پرمشغلۀامروز، شدت اشتغالات به گونه ای است که نه تنها مستحبات به فراموشی سپرده شده، بلکه در واجبات نیز به حداقل اکتفا می شود، گویی نوافل برای اوقات بیکاری و بازنشستگی است و تنها فرزانگان و اولیای الهی بودند که اغلب اوقات فعّال عمرشان به عبادت و ذکر می گذشت، ولی حقیقت آن است که شیطان هرگز در آغاز راه، مؤمن را وسوسه به ارتکاب کبائر و محرّمات نمی نماید؛ زیرا می داند این گونه ترفندها کارساز نیست، اما با بزرگ و سنگین جلوه دادن عبادات و نوافل از یکسو و کوچک و کم اهمیت نمودن اوقات تلف شده در امور دنیوی و پوچ و بی حاصل از سوی دیگر، شرایط را به گونه ای فراهم می نماید که اگر ساعت های مفید و باارزشی از شبانه روز به پای دنیای زودگذر ریخته شود، دردآور نیست و اصولاً به حساب نمی آید؛ اما اگر ساعتی به دعا و مناجات با حق و یا ذکر طولانی بگذرد از ضایعات عمر و اوقات از دست رفته محسوب می شود، و باید به اوقات پیری و بازنشستگی منتقل شود. با کم شدن ذکر و یاد حق در زندگی، زمینۀتسلط شیاطین و ورود به کبائر فراهم می گردد و گناه و عصیان پروردگار کوچک جلوه داده می شود و بالاخره سرآغاز ولایت شیطان و ورود به همۀگناهان هموار می گردد. «وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرین » [۷] و هر کس از یاد [خدای] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانی می گماریم تا برای وی مونس باشد.

مگر نه آن است که نماز شب سپر مؤمن در برابر معاصی، و نوافل یومیّه مکمِّلِ نواقصِ فرایض اند. چه کسی است که بتواند ادعا کند نمازهای واجب خود را با حضور قلب کامل و بدون نقص به پیشگاه مولی عرضه می دارد و نیازی به نوافل ندارد، که در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «إِنَّ الْعَبْدَ لَیُرْفَعُ مِنْ صَلاتِهِ نِصْفُها أَوْ ثُلْثُها أَوْ رُبْعُها أَوْ خُمْسُها، فَما یُرْفَعُ لَهُ إِلاّ ما أَقْبَلَ عَلَیْهِ بِقَلْبِهِ، وَإِنَّما أُمِرْنا بِالنّافِلَةِ لِیَتِمَّ لَهُمْ بِها ما نَقَصُوا مِنَ الْفَرِیضَةِ. » [۸]

گاه از نماز بنده تنها نصف یا یک سوم و یا یک چهارم آن بالا رفته و پذیرفته می شود و تنها مقداری که حضور قلب در آن داشته مقبول می گردد؛ و لذا برای تکمیل نقایص و کاستی های فرایض به انجام نافله دستور داده شده ایم. این که در سیرۀائمۀمعصومین: و به تبع آنان عالمان ربانی، بخشی از ساعات شبانه روز آن ها به ذکر و دعا و نمازهای مستحب اختصاص داشت، برای این مهم بود که اصولاً کار اصلی بنده، بندگی است و ادب بندگی توجه کامل به مولی در امتثال اوامر مولوی است و در این مهم تفاوتی میان فرایض و نوافل نمی کند. «قُلْ إِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیایَ وَ مَماتی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» [۹]بگو: در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خداوند یکتا، پروردگار جهانیان است.

اگرچه در میان کتب ادعیه، کتاب هایی که برنامه های شبانه روز را به طور منظم بیان کرده باشد یافت می شود، و به خصوص مشایخِ قوم، شاگردان خود را در این مهم به کتاب «مفتاح الفلاح» نوشتۀجامع معقول و منقول، آیت حقّ، مرحوم «شیخ بهایی» ارجاع می دادند، [۱۰] لیکن این کتاب به دلیل متن عربی و اضافات توضیحی، برای عموم قابل استفاده نیست. از این رو، نیاز بود کتابی با محوریّت «مفتاح الفلاح» [۱۱] همراه با بهره گیری از مجموعه کتب معتبری که در این راستا نگارش یافته و در فهرست منابع کتاب آمده است، تدوین شود و یک دورۀفشرده از اعمال عبادی شبانه روز از لحظۀبیداری برای نافلۀشب تا هنگام استراحت شبانه در آن ارایه گردد، به گونه ای که با مراجعه به آن بتوان امور عبادی خود را تحت برنامۀمنظمی متناسب با توان و استعداد خود انتخاب کرد و انجام داد.

 

عبادت نمود بندگی

و «عبادت»، بهترین نمودِ بندگی و معنادهنده به سایر تعامل های انسان می باشد، به گونه ای که اگر عبادت در زندگی بشر نباشد، انسان به مخلوقی خاکی در ردیف سایر ناسوتیان بدل می شود که مدتی در زمین خاکی می چرد تا ظرف عمرش به سرآید و جرثومۀگندیده اش برای نجات دیگران از تعفّن و آلودگی، به زیر خاک کشیده شود. بنابراین، اگرچه واژۀ«عبادت» در فرهنگ قرآن و حدیث از دامنۀوسیعی برخوردار است و گسترۀآن تمامی تعامل های انسان را دربرمی گیرد، لیکن در مفهوم خاصّ خود که نمودهای ارتباط انسان با خدا در قالب دعا، ذکر، قرآن و نماز است، بسیار مورد تأکید قرار گرفته، به حدّی که در حدیث منقول از امام صادق علیه السلام به نقل از رسول اکرم  صلّی الله علیه وآله وسلّم  آمده است: «أَفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ، فَعانَقَها بِنَفْسِهِ، وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ، وَ تَفَرَّغَ لَها، فَهُوَ لایُبالِی عَلی ما أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیا، عَلی عُسْرٍ أَمْ عَلی یُسْرٍ. » [۳]

بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق ورزد و با تمام وجود با آن مأنوس شود و اوقات خود را به عبادت بگذراند و برای او فرقی نکند که دنیا بر او سخت یا آسان گذرد. از این رو، عبادت و مناجات اولیای الهی نه تنها در حاشیۀزندگی و اوقات فراغت آن ها نیست، که در متن زندگی و جزیی از برنامۀکار شبانه روزی آنان محسوب می شود؛ و اصولاً تا روح مؤمن از دوام انس با حق بهرۀکامل نبرد، نمی تواند در فعالیت روزانه به درستی عمل به بندگی نماید.

خداوند در اولین روزهای بعثت رسول اکرم  صلّی الله علیه وآله وسلّم  در سال های پرمشغله و سراسر درگیری آن حضرت، فرمانِ «قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً» [۴]؛ (شب مگر اندکی از آن را به پا خیز) را صادر می نماید و محتوای مناجات شبانه را نیز، در آیات بعد، تلاوت کلام الهی، نماز، دعا و ذکر پروردگار معین می کند: «وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً» [۵] و قرآن را شمرده، شمرده بخوان.

رسول اکرم  صلّی الله علیه وآله وسلّم  و برخی از خواص اصحاب آن حضرت، به دنبال این فرمان، گاه شب ها را تا به صبح به عبادت بیدار می ماندند تا اطمینان به امتثال امر الهی نموده باشند؛ و خداوند راز و رمز این همه اهتمام به عبادت و شب خیزی و نماز و دعا را آماده شدن قلب و روح مؤمن برای درک معارف لطیف قرآن و الهامات و اشراقات غیبی پروردگار از یکسو، و قوت روح و صراحت بیان و آلوده نشدن به کدورت های گناه در تعامل های روزانه و روابط اجتماعی می داند. «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً»[۶] شب خیزی و مناجات در نیمه های شب برای نرمی دل [در دریافت افاضات الهی] بهتر و در صراحت گفتار و ثبات قدم [در روز] مؤثرتر است

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان